خــدایــا!دلــم مــرهمی مـیـخــواهــداز جـنـس خـودت...


همیشه همینجوریه ...

تا میای عادت کنی به اینکه تنهایی از زندگی لذت ببری

بدون هیچ آشفتگی و دلتنگی...

یکی از راه میرسه ...

یه مهربون....اولش خیلی ساده میگیری

میگی اینم یکی مثل بقیه است ،

اما بعد چند وقت میبینی روزاتو چقدر قشنگ کرده...

چقدر صبحا با انرژی از خواب پامیشی...

چقدر شبا با شب بخیرش آروم میخوابی...

چقدر سرحالی...

چقدر از ته دل میخندی و شادی....

چقدر خوبه که یکی اینقدر دوست داره و تو هم دوسش داری....

اما اونم یه روز مثل بقیه میره

و تو داغون میشی....


دوباره روزات سیاه میشه...

دوباره بی انگیزه و غمگین میشی...

اصلا یادت نیست

که مگه قبل از اون چیکار میکردم که الان برام زندگی اینقدر تلخه...


اون وقته که به دل احمقت میگی :
چی فکر میکردیم و چی شد ...

این که از بقیه هم بد تر بود ...

حالا کلی بگذره تا دوباره برگردی به حالت طبیعی ....!!

 


+ تاریخ | شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱ساعت | نویسنده | دختـرپـــاییـزی |