خــدایــا!دلــم مــرهمی مـیـخــواهــداز جـنـس خـودت...

 

هر روز یک عدد از تقویم زندگی

خط می خورد و این دفتر سنگین تر می شود

دیگر عادت شده....نبودن  ها

زندگی با خاطره ها...با فکر و خیالات ساختگی

دلگرم همین عکس های بی روح

همان کوچه هایی که به بازی های کودکانه گذشت و

دوباره مرور دفترچه ی دلتنگی

از آینده رویایی ساختیم

و این رویا زندگی شده برای کسی که زندگی نکرد

درگوشه ی هر ترانه جستجو کردیم

و خود را همرنگ آن دانستیم

گونه های گل های پشت ویترین سرخ  شد

از نگاه دستی که انتظارش را می کشید

نقابی که زدیم

لبخند مصنوعی که کاشتیم

و آرزوهایی که هر شب با هوایش خوابیدیم

بغضی که در گلو کهنه شد

همه و همه عادت شده

و

عادت کردیم که زندگی را فقط نفس بکشیم

و در تکرار

تکـــــــــــــــــــــــــرار شویم

 

 

خدایا!

تو که حال این روزهای ما را بهتر میدانی

حال و هوایمان را همرنگ خودت کن...

 

+ تاریخ | پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت | نویسنده | دختـرپـــاییـزی |