|
خــدایــا!دلــم مــرهمی مـیـخــواهــداز جـنـس خـودت...
|

به راه که مینگری؛ روضههای کربلا در دلت جان میگیرد.
چشم میچرخانی روضه برپاست
که ناگاه زمزمه میشود بین لبهایت
و اشک میشود توی چشمهایت.
اینجا همه چیز روضه میخواند.
سنگها، خارها، نخلها، کودکان در راه
و حتی عراقیهایی که به لبخند مهمانت میکنند
تا عطش گلویت را به سردی یک لیوان آب بگیرند.
از مسیر بگویم.
راه که میروی جاده زیر پاهایت سُر میخورد.
چشمهات آن دورها را میپاید.
به هر عمود که میرسی نفسی عمیق میکشی و رو به انتهای جاده لبخند میزنی.
بغضی شیرین چنگ میاندازه توی گلویت.
با ذکر فرو مینشانی و به شوق میگویی «دارم میرسمها!»
خستگیهات را دوست داری.
پیراهن خاکی بر تنت را دوست داری.
درد پاهایت را دوست داری.

گوشهای پناه میگیری.
پیرمردی ملتمسانه میخواهد خستگیهایت را بخرد.
زنی میآید که خاک پای زائران را تبرکی جمع میکند.
عربی فریاد میزند:
«شفا میدهد! داخل باغچهام بریزم پربار میشود. بار میدهد. گل میکند.»
درمانده ماندهای از این شکوه، شانههات میلرزند.
مردی میآید دست روی شانهات میگذارد.
با بغض و التماس دستت را میگیرد.
هرآنچه داشته را داخل سفرهاش گذاشته
به پای خستهات میافتد مهمانش شوی. شرم میکنی...
نه نام هم را میدانید. نه به یک زبان حرف میزنید.
تنها مردی میان شما عقد اخوت خواندهاست
که عراقی را اینطور پای زائرش انداخته
و زائر را مبهوت این شکوه.
عراقی میکوشد از برادرانش پذیرایی کند
و زوار شرمنده این مهمان نوازی برادرانه مهربانی آوردهاند..
ذکر یاحسین را از هرگوشه که فریاد کنی پیادههای جاده به خود میپیچند.
روی هم را با ذکر«حسین» میبوسند
و به ذکر تشکر میکنند و به ذکر خداحافظی میکنند.
به هرجای این مسیر گوش بسپاری ذکر «حسین» میآید.
رنگ و زبان و ملیت در این جاده رنگ باختهاست...
اینجا «حسین» ترجمان این شور برادری ست.

حسین جان
کوله بر دوش...سفر،سمت شما میچسبد
اربعین...پای پیاده، کربلا میچسبد.
زائری تشنه رسید وگفت بیش از همه چیز
چای پررنگ عراقی به گدا میچسبد.

باورم نمیشه ...
می گفتند:
باید تشنه باشی.....مگر تشنه شدم؟؟؟
باید عاشق باشی....مگر عاشق شدم؟؟؟
باید دلسوخته باشی...مگر دلم سوخته بود؟؟؟
باید لایق باشی...مگر من لایق شده بودم؟؟؟
آخه کربلا سرزمین تشنگی هاست...
من لیاقت عاشق شدن و دل سوخته شدن را نداشتم...
آقا جون رو سیاهم...
آقاجون ازتون می خوام این باوروبهم بدین که تو چه سرزمینی پا میذارم...
ممنونم آقا جون...

ان شاءالله که نائب الزیارۀ همه دوستان عزیز باشم.
رفقا

حلالم کنید...

